الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
16
كتاب النكاح ( فارسى )
الأبكار إلّا بإذن آبائهنَّ » در اينجا مادّهء نكاح به معنى عقد است . - باب 9 از ابواب عقد نكاح ، فيه رواياتٌ عديدة تدلّ على اعتبار أذن الأب مع الباكرة الرشيدة في النّكاح : « و لا تنكح الا بأمرها » كه نكاح به معنى عقد است . - باب 27 از ابواب عقد نكاح ، ح 3 و 1 كه دلالت بر بطلان نكاح شِغار مىكند ، ( نكاح شغار عبارتست از نكاح دو زن كه هر يك مهريّه زن ديگر واقع مىشود ) « نهى رسول اللَّه صلى الله عليه و آله عن نكاح الشغار » و « نهى النكاح و المرأتين . . . » در اينجا نيز مراد از نكاح عقد است . - باب 1 از ابواب ما يحرم بالمصاهرة ، ح 1 ، 2 و 4 . - در أبواب طلاق و مهور هم روايات متعدّدى دارد ، مثلًا مىگويد فسخ نكاح در اين عيوب جايز است كه نكاح به معنى عقد است نه وطى . نتيجه : همان گونه كه در آيات كلمهء نكاح به معنى عقد به كار رفته است ، در لسان احاديث هم به همين صورت است ولى در لسان روايات موارد نادرى داريم كه در آنها نكاح به معنى وطى استعمال شده است ، از جمله در باب روزه در صدر اسلام مسلمانان بعد از افطار تا زمانى كه نخوابيده بودند حق خوردن و آميزش را داشتند ولى هنگامى كه مىخوابيدند ممنوع از خوردن و آميزش بودند ، اين حكم بر مسلمانان مشكل شد ، آيه نازل شد كه اين حكم برداشته شده است و اجازهء اكل و شرب و نكاح تا طلوع فجر داده شد . نكاح در اينجا به معنى عقد ازدواج نيست بلكه به معنى وطى است : * . . . انّ اللّه لمّا فرض الصيام ، فرض أن لا ينكح الرّجل أهله في شهر رمضان ( نكاح يعنى وطى ) . . . و كان من المسلمين شُبّان ينكحون نسائهم باللّيل سرّاً لقلّة صبرهم . « 1 » * . . . فأحلَّ اللّه النّكاح بالليل في شهر رمضان ، و الأكل بعد النّوم « 2 » ( كلمهء نكاح مسلماً به معنى وطى است ) . در موارد ديگرى هم داريم كه كلمهء نكاح قليلًا به معنى وطى استعمال شده است ( مثلًا در مذمت هم جنس بازى ) ولى آنچه كه شايع است ، نكاح به معنى عقد است . إن قلت : شما اطّراد را دليل بر حقيقت دانستيد ، در حالى كه اينها موارد استعمالى است كه قرينه هم در كنار آن است و ما قبول نداريم كه استعمال كثيرهء توأم با قرينه دليل بر حقيقت باشد . قلنا : اطّراد علامت حقيقت است و لو همراه با قرينه باشد ، چون وضع بر دو گونه است وضع تخصّصى ( تعيّنى ) و وضع تخصيصى ( تعيينى ) ، گاهى اسم كسى را احمد مىگذاريم ، اين وضع تخصيصى است و گاهى به سبب كثرت استعمال ، حقيقت مىشود ، اين وضع تخصّصى است ، چون حقيقت وضع ايجاد علاقه بين لفظ و معنى در عالم اعتبار است كه وقتى لفظ را مىگويند انسان به ياد معنى مىافتد ، اين علقه و پيوند بين لفظ و معنى كه در ذهن است گاهى ناشى از وضع تعيّنى است و گاهى ناشى از وضع تعيينى ، مثلًا شارع مىخواهد لفظ « صلاة » را كه به معنى « دعا » است به « اركان مخصوصه » انتقال دهد ، لفظ صلاة را در اركان مخصوصه با قرينه استعمال مىكند به طورى كه اگر بدون قرينه هم استعمال كند انس ذهن و پيوند و علقه حاصل شده است ، نكاح هم همينطور است يعنى در همه جا از لفظ « نكاح » عقد اراده كردهاند و انس ذهن و علقه و پيوند حاصل شده است كه وقتى بدون قرينه استعمال شود ، عقد به ذهن مىآيد . إن قلت : آيا نكاح حقيقت شرعيه دارد ( مثل صلاة ) در حالى كه صاحب جواهر مىگويد نكاح حقيقت شرعيه ندارد . قلنا : دو حالت دارد ، اگر قائل شويم كه « نكاح » در لغت به معنى « وطى » است ( كه اكثر ارباب لغت گفتند ) ما قائل به حقيقت شرعيه مىشويم و اگر در لغت قائل به اشتراك ( عقد - وطى ) شويم در اين صورت مىگوئيم ، مشترك ينصرف الى احد الفردين ( عقد ) پس يا به حقيقت شرعيه و يا به انصراف قائليم كه نكاح به معنى عقد است . 9 مسئلهء 1 ( صفات من يريد تزويجها ) . . . . . 6 / 7 / 78 الامر الخامس : نكاح از جمله عبادات است گاهى در كلمات بعضى از فقها ديده مىشود كه نكاح را از عبادات دانستهاند و يا بعضى ديگر مىفرمايند : « فيه شوب من العبادة » صاحب جواهر مىفرمايد : « لكن لا ريب فى انّ الاحتياط لا ينبغى تركه خصوصاً فى النكاح الّذى فيه شوب من العبادات المتلقّاة ( دريافت شده ) من الشارع ، و الأصل تحريم الفرج الى ان يثبت سبب الحلّ شرعاً « 3 » ( اصل اين است
--> ( 1 ) وسائل ، ج 7 ، ح 4 ، باب 43 از ابواب ما يمسك عنه الصائم . ( 2 ) وسائل ، ج 7 ، ح 5 ، باب 43 از ابواب ما يمسك عند الصائم . ( 3 ) جواهر ، ج 29 ، ص 133 .